خداوندا : براي همسايه كه نان مرا ربود، نان . براي عزيزاني كه قلب مرا شكستند، مهرباني . براي كساني كه روح مراآزردند بخشش.وبرای خویشتن خویش آگاهی وعشق می طلبم
Tuesday, April 9, 2013
نجاتم ده
وقتی موهات را نفس میکشم
اقیانوس آرام قلبم
توفان میگیرد
امواج به صخرهها میکوبند
از صدای قلبم
من و خدا
بیخواب میشویم
در درازنای شب
به جستجوی تو
راه میافتیم در شهرها و خانهها
او راه کوهها را میگیرد
من سر به دریا میگذارم
در کرانهی اندامت
با موج بلندی از بوی تنت
ناگاه میروم
غرق میشوم
ناجی قشنگم!
شنا بلد نیستم
من نامت را تکرار میکنم
تو از عمق دلتنگی نجاتم ده.
عباس معروفی
Tuesday, March 12, 2013
Tuesday, March 5, 2013
کم کم
کم کم یاد خواهی گرفت
تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را
این که عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر
و یاد می گیری که بوسه ها قرارداد نیستند
و هدیه ها، معنی عهد و پیمان نمی دهند.
کم کم یاد می گیری
که حتی نور خورشید هم می سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری
باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای این که
منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.
یاد می گیری که می توانی تحمل کنی
که محکم باشی پای هر خداحافظی
یاد می گیری که خیلی می ارزی.
خورخه لوییس بورخس
Wednesday, February 27, 2013
ﺩﻧـﯿـﺎ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﻭﻧـﻪ ﻣـﯽ ﺧـﻮﺍﻫـﻢ
ﺩﻧـﯿـﺎ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﻭﻧـﻪ ﻣـﯽ ﺧـﻮﺍﻫـﻢ...
ﺁﺩﻡ ﻫـﺎ ﺭﺍ..
ﺍﺗـﻔـﺎﻕ ﻫـﺎ ﺭﺍ...
ﻧﺮﺳـﯿـﺪﻥ ﻫـﺎ...ﻧﺘـﻮﺍﻧـﺴـﺘـﻦ ﻫـﺎ...ﻧﺨـﻮﺍﺳـﺘـﻦﻫـﺎ ﺭﺍ ﻧـﯿـﺰ...!
... ﺩﻟـﻢ ﻣـﯽ ﺧـﻮﺍﻫـﺪ...
... ﺭﻭﯾـﺎﻫـﺎ ﺍﺯ ﺳـﺮ ﻭ ﮐـﻮﻝ ﻫـﻢ ﺑـﺎﻻ ﺑـﺮﻭﻧـﺪ...
ﻣـﺮﺩﻣـﺎﻥ ﺑـﺨـﻨـﺪﻧـﺪ ﺍﺯ ﺗـﻪ ﺩﻝ...
ﻣـﯽ ﺧـﻮﺍﻫـﻢ ﻫـﺮﮐـﺴـﯽ ﺩﺳـﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﮐـﻨـﺪ ﻭ...
ﺳـﺘـﺎﺭﻩ ﺧـﻮﺩﺵ ﺑـﭽـﯿـﻨـﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑـﺎﻻ...
ﻣـﯽ ﺧـﻮﺍﻫـﻢ ﺩﯾـﮕـﺮ ﺳـﺮ ﺑـﻪ ﺗـﻦ ﻫـﯿـﭻ ﻏـﺼّـﻪ ﺍﯼ ﻧـﺒـﺎﺷـﺪ...
Monday, February 4, 2013
دختر کوچولو از آقای کی پرسید:
دختر کوچولو از آقای کی پرسید:
اگر کوسه ها آدم بودند با ماهی های کوچولو مهربانتر می شدند؟
آقای کی گفت:البته! اگر کوسه ها آدم بودند
... توی دریا برای ماهیها جعبه های محکمی می ساختند
همه جور خوراکی توی آن می گذاشتند
مواظب بودند که همیشه پر آب باشد
هوای بهداشت ماهی های کوچولو را هم داشتند
برای آنکه هیچوقت دل ماهی کوچولو نگیرد
گاهگاه مهمانی های بزگ بر پا می کردند
چون که
گوشت ماهی شاد از ماهی دلگیر لذیذتر است
برای ماهی ها مدرسه می ساختند
وبه آنها یاد می دادند
که چه جوری به طرف دهان کوسه شنا کنند
درس اصلی ماهیها اخلاق بود
به آنها می قبولاندند که زیبا ترین و باشکوه ترین کار برای یک ماهی این است
که خودش را در نهایت خوشوقتی تقد یم یک کوسه کند
به ماهی های کوچولو یاد میدادند که چطور به کوسه ها معتقد باشند
وچه جوری خود را برای یک آینده زیبا مهیا کنند
آینده ای که فقط از راه اطاعت به دست می آید
اگر کوسه ها آدم بودند
در قلمروشان البته هنر هم وجود داشت
از دندان کوسه تصاویر زیبا ورنگارنگی می کشیدند
ته دریا نمایشنامه ای روی صحنه می آوردند که در آن ماهی کوچولو های قهرمان
شاد وشنگول به دهان کوسه ها شیرجه می رفتند
همراه نمایش آهنگهای مسحور کننده ای هم می نواختند که بی اختیار
ماهیهای کوچولو را به طرف دهان کوسه ها می کشاند
در آنجا بی تردید مذهبی هم وجود داشت
که به ماهیها می آ موخت
"زندگی واقعی در شکم کوسه ها آغاز می شود"
برتولت برشت
Tuesday, January 22, 2013
Monday, January 14, 2013
Thursday, November 8, 2012
ميداني
ميداني از وقتي دلبستهات شدهام
همه جا
بوي پرتقال و بهشت ميدهد ؟
هرچه ميکنم
چهار خط براي تو بنويسم
......ميبينم واژهها
...خاک بر سر شدهاند
هرچه ميکنم
چهار قدم بيايم
تا به دستهات برسم
زانوهام ميخمد .
نه اينکه فکر کني خستهام ،
نه اينکه تاب راه رفتن نداشته باشم
نه ...
تا آخرش همين است
نگاهت
به لرزهام مياندازد ...
عباس معروفي
Subscribe to:
Posts (Atom)











