Pages

Monday, June 17, 2013

بایدخودم را ببرم خانه

 
 
بایدخودم را ببرم خانه
باید ببرم صورتش را بشویم
ببرم دراز بکشد
دلداری‌اش بدهم که فکر نکند
بگویم که می‌گذرد که غصه نخورد
باید خودم را ببرم بخوابد
من خسته است!
 
 علیرضا روشن

Saturday, June 15, 2013

حکم


پرانتز

 
 
( نامت را در پرانتزي مي نويسم

که آن را براي هميشه خواهم بست )
 
 گروس عبدالملکيان

Sunday, June 2, 2013

تصور کن

 
 
 
تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته!
جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته!
جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست!
جواب هم‌صدایی‌ها پلیس ضد شورش نیست!
 
 
یغما گلرویی
...
سیاوش قمیشی

پنجـــره را بـاز کن

 
 
پنجـــره را بـاز کن
و از ایــن هــوای مطبوع بــارانی لـذت ببـــر
خوشـبختانه بــاران ارث پـــدر هیچــکس نیست
 
 حسین پناهی

هیچ چیز



هیچ چیز دوبار اتفاق نمی افتد
و اتفاق نخواهد افتاد.
به همین دلیل ناشی به دنیا آمده ایم
و خام خواهیم رفت.

ویسلاوا شیمبورسکا

Saturday, June 1, 2013

عزيزکم نگاه کن!





عزيزکم نگاه کن!
شانه‌هاي من
به وسعت تمام افق‌هاي توست
شاهد طلوع آفتاب باش
تماشاگر مهتاب
ببين پرندگان بر سيم برق چي نوشته‌اند
و کدام پرنده
چه نُتي است
سبز آبي کبود قشنگم!
سرت را بر شانه‌ام بگذار
و به خانه‌اي فکر کن
که باغ پروانه‌اش
از اينجا باشد تا آنجا
و مورچه‌هاي يادم
در روز جهاني کارگر
بيمه شوند.

عباس معروفي

ما خستگانيم، داد از جدايي





ما خستگانيم، داد از جدايي
بي‌مونسانيم، کو آشنايي؟

-غم زمانه، شانه به شانه
شبم سَحَر شد، سَحَر شبانه
يکي نيامد، ز صبح فردا
 بگويد اين درد، اين هم مُداوا


سيد علي صالحي

اُنس گرفتم

 
 
من با چشم‌ها و لب‌هایت
اُنس گرفتم
با تنت انس گرفتم،
چیزی در من فروکش کرد
چیزی در من شکفت
من دوباره در گهواره‌ی کودکیِ خویش به خواب رفتم
و لبخندِ آن زمانی‌ام را
بازیافتم.
شاملو

Wednesday, April 10, 2013

عشق





اگر عشق، عشق باشد

زمان حرف احمقانه ای است !



فروغ فرخزاد

Tuesday, April 9, 2013

می‌چینمت



می‌چینمت

حتا اگر قَدَّم نرسد!

تو

میوه‌ی ممنوعه‌ی منی!



رضا کاظمی

نجاتم ده




وقتی موهات را نفس می‌کشم

اقیانوس آرام قلبم

توفان می‌گیرد

امواج به صخره‌ها می‌کوبند

از صدای قلبم

 من و خدا

بی‌خواب می‌شویم

در درازنای شب

به جستجوی تو

راه می‌افتیم در شهرها و خانه‌ها

او راه کوه‌ها را می‌گیرد

من سر به دریا می‌گذارم

در کرانه‌ی اندامت

با موج بلندی از بوی تنت

ناگاه می‌روم

غرق می‌شوم

ناجی قشنگم!

شنا بلد نیستم

من نامت را تکرار می‌کنم

تو از عمق دلتنگی نجاتم ده.



عباس معروفی

Tuesday, March 12, 2013

کوتاه ولی عمیق




به محض اینکه بدانیم کسی شاهد کارهای ماست , خواه نا خواه

 خود را با آن چشمان نظاره‌گر تطبیق می‌دهیم

و دیگر هیچ یک از کارهایمان صادقانه نیست





میلان کوندرا

Tuesday, March 5, 2013

کم کم



کم کم یاد خواهی گرفت


تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را

این که عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر

و یاد می‌ گیری که بوسه ‌ها قرارداد نیستند

و هدیه ‌ها، معنی عهد و پیمان نمی ‌دهند.

کم کم یاد می گیری

که حتی نور خورشید هم می ‌سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری

باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای این که

منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.

یاد می گیری که می توانی تحمل کنی

که محکم باشی پای هر خداحافظی

یاد می ‌گیری که خیلی می ‌ارزی.



خورخه لوییس بورخس

تا جنون...






تا جنون فاصله ای نیست

از اینجا که منم...



مهدی اخوان ثالث